الفيض الكاشاني
386
ترجمة الحقائق ( فارسى )
رحمت من مأيوسند . و بَدا حال كسى كه معصيت مرا كرده و پاس مرا نداشته باشد « 1 » . فصل [ در اينكه توكل به قوت قلب و يقين بنا مىشود ] بدان كه هركه اعتقادِ « 2 » جزم داشته باشد به آنكه فاعلى به غير خدا نيست و آنكه ميلى از بدى و قوّتى بر خوبى نيست مگر به عون خدا و آنكه تمامى علم « 3 » و قدرت بر كفايت مهمّات بندگان از براى خداست [ m . a 89 ] و تمامى مهربانى و عنايت و رحمت به تمامى بندگان و به يك يك از ايشان با خداست و آنكه وراى نهايت قدرتِ او قدرتى و وراى نهايت علمِ او علمى و وراى نهايت عنايتِ او عنايتى نيست البتّه كه دل او اعتماد بر خداى عزّ وجلّ به تنهايى مىكند و ملتفت به غير او و به خود نمىشود . و هركه اين را در خود نيابد سببش يكى از دو چيز است : يا ضعف يقين است و يا ضعف و مرض قلب است كه جُبن بر او مستولى شده و به سبب خيالهاى باطل كه بر وى غالب شده منزجر گرديده ، زيرا كه گاه مىباشد كه دل به متابعت خيال و « 4 » اطاعت آن منزجر مىشود بدون نقصان يقين ، مثل آنكه منزجر مىشود از خوابيدن با مرده در قبر يا در جامهء « 5 » خواب با آنكه از ساير جمادات نفرت نمىگيرد . پس توكّل تمام نمىشود مگر به قوّت قلب و قوّت يقين ؛ زيرا كه به « 6 » اين دو با يكديگر « 7 » دل آرميده و مطمئن مىشود و آرميدگى در قلب امرى است و يقين امرى است ديگر . و بسيار يقين مىباشد كه با وى اطمينان نمىباشد چنانچه خداى تعالى به حضرت ابراهيم
--> ( 1 ) . الكافي 2 : 66 ح 7 . أمالي الطوسي : 584 ح 13 . عدّة الداعي : 123 . ( 2 ) . a + كند و . ( 3 ) . علم / a حكم . ( 4 ) . a - و . ( 5 ) . s + در ! ( 6 ) . a s - به . ( 7 ) . با يكديگر / s يك بار .